مراسم شب وروز عیدنوروز درسورچه

باسلام بر دوستان عزیزدرمورد مراسم شب عیدکه مانندچهارشنبه سوری که قبلاتوضیح دادم جوانان روستا شال های بزرگی راکه ازقبل

در اوایل اسفندماه تهیه می کردندکه هم درشب چهارشنبه سوری وهم درشب عیدنوروزاستفاده می کردند ازباجه(سوراخ سقف خانه های روستایی قدیم برای خروج دود ازاتاقی که تنوربرای تهیه ی نان وگرمای خانه استفاده میشد) خانواده دورکرسی جمع بودندوجوانان پسرباآویزان کردن آن شال چیزهایی مانندتخم مرغ،غاز و اردک یاآجیل شب عیدوانواع میوه که صاحب خانه درون آن می گذاشت وماکه بالای باجه بودیم تشکرخودراباتکان دادن شال اعلام می کردیم به این مراسم شال درکی. گفته میشداماصبح روزعیدنوروزتمام مردان روستاجمع میشدندکه درموردسولچه درقلعه ی عبدالباقی خان قرارمی گذاشتندوازاولین خانه ی روستاشروع می کردندهرمردی یک دستمال ابریشمی دستشان بودکه آجیل ویانخود وکشمش ومیوه کسی میل نمیکردبلکه سهم خودراداخل دستمال می کردوبه همین ترتیب تاپایان روزعیدتمام دیدوبازدیدهاانجام می گرفت ومابچه هاهم پشت سرآنان می رفتیم اینجابرخلاف شال درکی فردشناخته شده بودوصاحب خانه فرد رامی شناخت معمولاعزیزترین کادوی مابچه هاتخم رنگی غاز،بوقلمون ومرغ و اردک بودچون تاسیزده بدرهر روزتخم مرغ شکنی بازی موردعلاقه ی بچه هاانجام می گرفت هرچه تخم بیشتری داشتی پیروزمیدان رقابت تمام روزهای تعطیل می شدی یکی دیگرازمراسم نوروزبازیهای شب وروزچهارشنبه سوری وشب و روزعیدنوروزتاسیزده بدربازیهای مردان وبچه هابودکه یکی تخم مرغ شکنی و ترخولان ومردکان بودکه تاسیزده بدرادامه داشت به ترتیب اولی دونفر روبروی هم می ایستادن وباقرعه نفری که بایدتخم مرغ رازیربگیره ویاتخم مرغ دردستانش بود و روبازی می کرد که نفری که روبود به نفر زیربایدتخم مرغ رادردستانش محکم می گرفت که ضربه ی طرف مقابل درست به سرتخم مرغیابه ته آن بخوردچون اگرتخم مرغ می شکست بازنده بود.هرتخم مرغ سه قسمت بود سر،ته ولاج یعنی طرف مقابل می گفت سرباید سرها بهم میخوردند اگرته را اعلام می کردند ته ها بهم میخورد واگرلاج اعلام میشدیعنی طرفین تخم مرغ بایدبه هم میخوردبازهم هرتخمی شکسته میشدبازنده بودکه به طریقه ی گرفتن زیر وزدن روبسیارمرتبط بودیعنی اگر زیری خوب تخم مرغ رامی گرفت ومتوجه زدن طرف مقابل میشدتخم مرغش شکسته میشد.امابازی ترخولان که مخصوص نوجوانان بودازاسفندماه چوبهایی را از درختان انتخاب می کردندبه طول سی سانتیمتربعد یه طرف آنراباچاقوتیزمی کردندکه شبیه مخروط میشدوسپس آنرا به دورخود بایدمی پیچید که یه وسیله ای مثل آرشه ی ویولن که یکطرفش آزادبودوقتی به دورخودمی پیچیدباآن وسیله می زدیم تاباز دورخودش بیشترمی پیچید وازیکطرف دیوارقلعه ی عبدالباقی خان می زدیم می چرخید وبه حرکت در می آمدوبه راه می افتادآنقدر می زدیم ازین طرف دیوار ومیدان تمیز وکفی مخصوص این بازی تازمانیکه براثراشتباه بازیکن ترخول می افتادوشخص می باخت دلیل نامگذاری هم دقیقامربوط به چرخیدن وسیله بودکه بدورخودمی پیچید وبه آن به کردی ترخول یعنی به دورخودپیچنده گفته میشد.امابازی سوم مردک که درفارسی به آن تشیله گفته میشود اما این تشیله هم بازکاردست خودمان بود که سنگهای ویژه ی آنراپدران وبزرگترها برای ماانتخاب می کردند چون استادتربودندوازبهمن ماه با انتخاب سنگ ازطرف بزرگترها انجام میشدکارماهم انجام میشدتکه سنگ به اندازه ی چهارپنج کیلوکه بایدبه همدیگرمیخوردندتاتیکه ی انتخابی کم کم وبه مرور زمان حالت گردبخودمی گرفت. ودرآخربایدصاب میخورد که دوتیکه آجرکه ازداخل به اندازه ی نیمدایره خالی شده بودمردک در درون آن جای می گرفت که سنگ زیرین ثابت بود وبالایی متحرک وفردباپا روی آن قرارمی گرفت وآنقدرباپا آنرامی پیچاندتاسنگ آنقدرصاب میخوردتا مردک صاف وصیقل خورده مثل شیشه میشدگرد،صاف وبراق مانندشیشه که حاصل دوماه زحمت،تلاش وسعی ای که درحددوماه شب و روز مابچه های سولچه بودتهیه میشد وبازی ای کهباچهارنفریاشش وهشت نفرو دوتیم که هرفردیه سکه پول پنج ریالی یا تیکه ی کاسه ی سفالین که به آن “ماله”گفته میشدوبا اآن “مردک”یا”تشیله”به حرکت درمی آمداگربه ماله ی طرف مقابل زده میشد می بردیم واگر به خودمان می زدیم درپایان وقتی هشت ماله خورده میشد بازی با باخت طرفی که زودتر می باخت به پایان میرسید که این بازی تا پایان فصل بهاربعدازسیزده بدرتوسط بزرگترها ادامه پیدا می کرداینها بازیهاوآداب و رسوم اهالی سورچه وکل اهالی چاردولی یا به زبان خودمان”چرداوری”انجام میشدشایداکنون هم درچاردولی وتوسط بچه های امروزی ادامه پیداکند واین حداقل کاری که بنده درحق بچه های سورچه که امروزدرسرتاسرجهان پراکنده شده اندتوانستم انجام بدهم تادیرنشده ومن هم مانند مرحوم پدرم که آرزوداشت این آداب ورسوم رابه رشته ی تحریردرآورد اما متاسفانه اجل مهلت ندادوآداب و رسوم زیادی که باخود به گوربرد دریغ وصد دریغ بر این پدرفرهیخته که حاصلش بنده وفرزندمن که انشاالله ادامه دهنده راه من باشد.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *