مراسم چهارشنبه سوری درسورچه

بادرود فراوان به خوانندگان عزیز ازقدیم الایام رسم بود که به لهجه ی چاردولی ویاشایدبه زبان کردی به چهارشنبه سوری “کوله چوارشمه”گفته میشد وازاوایل اسفندماه همه ی اهالی چاردولی بویژه روستای سورچه خود رابرای جشن کوله چوارشمه وشب عیدنوروزآماده می کردندازجمله ی اینکارهاتهیه ی “گوی آتش”بوددر دهه ی چهل وپنجاه آنچیزی که بنده به چشم خویش دیده ام وانجام داده ام رابرایتان شرح میدهم برای تهیه ی “گوی آتش”ابتداازپارچه های کهنه مانندپالتوکهنه که دیگرمیخواستندآن رااسقاط کنندمی آوردیم وداخل یک پیت نفت قرارمیدادیم معمولا ده بیست روزی آنجابودتانفت به تمام اعماق آن نفوذکندسپس ازسه روزمانده به کوله چوارشمه آنراآماده می کردیم بدینگونه که آنراجمع وجورمیکردیم وبامفتول سیمی آنرامانندتوپ گردمی کردیم وبایک سیم درازدیگربرای آن دسته ای درست می کردیم ودوباره آنرا داخل نفت می گذاشتیم تابرای شب کوله چوارشمه آماده باشد وسپس یک پستانک چراغ طوری که درآن عهدرسم بودویک چوب یک متری برای آن دسته درست میکردیم وداخل آنراپرازسرکبریت میکردیم ومقداری کاغذکبریت بالای آن می گذاشتیم وبایک میخ آنرابه سنگ می کوبیدیم که صدای ترقه های امروزین رامیداد ودرشب “کوله چوارشمه”همه بچه هادریکجاجمع میشدندوگوی های آتشین را روشن میکردندوهرکس میرفت بالای پشت بام خودش واین گوی آتشین رابالای سرمیچرخاندوقتی دراون لحظه ازسورچه که تقریبابلندترین روستای چاردولی بودبه چاردولی نگاه می کردی این گویها وقتی چرخانده میشدکل منطقه ی چاردولی انگارچراغان شده وبسیارزیباجلوه میکردبعدازده بیست دقیقه بچه هادوباره باهمان گویها می آمدندوهمدیگر راموردحمله قرارمیدادندوتاپاسی ازشب ماهمدیگر رابااین گویهای آتشین میزدیم وازشب کوله چوارشمه لذت می بردیم ومن دراین دودهه که خودم بازیگرصحنه وتماشاچی هم بودم حتی یکبارهم ندیدم کسی ازآتش آسیبی ببیندولذت بودولذت وِلذت و.‌‌‌‌….امابعدکه آتش بازی تمام میشدهرکدام ازماتازه میرفتیم مخصوصاپسرهاچون درتاریکی شب هیچ دختری اجازه ی بیرون آمدن نداشت پارچه ی بلندی که از اوایل اسفندآماده میکردیم ومی بردیم وازبالای خانه هاازاول آبادی تاآخرازطریق باجه هایی که خانه های قدیم داشتندآن شال راآویزان میکردیم صاحبخانه به اندازه ی وسعش یه چیزی مانند شیرینی،تخم مرغ و…داخل آن شال آویزان میگذاشت وماهم بعدازتشکرکردن آنرامیگرفتیم که به این مراسم که درشب چهارشنبه سوری وشب عیدهم تکرارمیشد”شال درکی”دربمعنای گوهروچیزارزشمندبودبعضیهابه غلط شال برکی تلفظ میکردند.درپایان باآن همه سوغات که تقریباتاآخرشب طول میکشیدبه خانه برمی گشتیم وشب بسیاربه یادماندنی به نام “کوله چوارشمه”رقم میزدیم.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *