بنیانگذارسایت سولچه

باسلام ودرودفراوان بنده حاجی پسرکدخداعلی اکبرنوه ی پسری علی پاشاخان ومادرم منصوره دخترمشهدی محمدیوسف خدایوندی مشهوربه مشی پسربختیاربزرگ که درتمام منطقه ی چهاردولی همه به بزرگی ازایشان یادمیکردنددرضمن مادرپدرم نیزشیرین طلاخانم دختربختیارمی باشد بنده متولدسال هزاروسیصدوچهل وچهارهستم چون عیدقربان بدنیا آمدم همه ی سولچه ایهای همسن خودم وبزرگترمرابنام حاجی میشناسندامادرشناسنامه اسماعیل هستم تاکلاس پنجم درسولچه درس خواندم امادر دوره ی راهنمایی تحصیلی چون درمنطقه ی چهاردولی مدرسه ی راهنمایی نبودوازجاییکه پدرم به علم ودانش علاقه ی وافری داشتندوبرای خودشان شرایط محیانشده بودآرزوداشتندبنده بخوانم جای استعدادفوق العاده ی ایشان رابگیرم مرابه دماوندپیش عموقبادم که پلیس بودومجردفرستاد درسن ده سالگی خیلی بچه ی تپل مپل وکوتاه قدی بودم زیرادوسال زودترهمراه پدربزرگم درکلاس اکابرشرکت کرده بودم وسپاهی دانش چون هوش مرادیده بودامتحان گرفت ومن قبول شدم اون موقع کلاس پنجم همه ی منطقه میرفتندشهرستان قروه امتحان نهایی کلاس پنجم میدادندوقتی من رفتم بااینکه کارت ورودبه جلسه داشتم اینقدرریزه میزه بودم که مراراه ندادندگریه کنان آمدم پیش پدرم ایشان ازآنجاییکه باسوادوکدخدابودوانسان بسیارفهیم ودانایی بودمرابردپیش رییس وقت آ.پ شهرستان قروه ونامه ی ورودبه امتحان نهایی رابرایم گرفت خلاصه باهمان قدکوتاه درشهرستان دماوندسال پنجاه وچهارمن به کلاس اول راهنمایی رفتم آنجاهم همه انگشت نشانم میکردنداین برادرزاده ی پاسبان گلستانی(عمویم نام فامیلش رابه گلستانی ارشادتغییرداده بود)است وکلاس هفت من تنهاشش ماه دراین شهرستان ماندم وعموهم روزهاسرکاروبعضی شبهاماموریت ولی من باسن کم دوری پدر مادرو….گذراندم تااول انقلاب به سال اول دبیرستان رسیدم که انقلاب شروع شدومن هم تحت تاثیربقیه در راهپیماییهاشرکت میکردهفته ی دوم سال پنجاه وهفت دبیرستان تعطیل شدومن برگشتم سولچه بعدازپیروزی انقلاب عموانتقالی گرفت ودربهارماسرکلاس رفتیم درشهرهمدان بالهجه ی بسیارسخت برای من متاسفانه بخاطرانقلاب نمره ی مارادادندوهمین سبب شدباپایه ی ضعیف درسال سوم رشته ی تجربی من مردودشوم وبعدکه دیپلم گرفتیم انقلاب فرهنگی در دانشگاههارابست وماراه تربیت معلم راانتخاب کردیم وسالهای بعدباداشتن همسرودوبچه من ازهمدان به تهران برای مدرک فوق لبسانس بامشقت فراوان خواندم چون درآنزمان مدرک فوق لیسانس کم بودمادرجهاد دانشگاهی تدریس میکردیم درکنارمدیریت دبیرستانهای همدان وسپس باآمدن دانشگاه آزاد پیام نور وبعدهاعلمی کاربردی تدریس کردیم وبعددردانشگاه فرهنگیان پردیس شهیدمقصودی پسرانه وشهیدباهنردخترانه امسال پانزدهم مردادماه ازآ.پ بازنشسته شدم ولی در دانشگاه فرهنگیان همچنان خودمان رامشغول کردیم درضمن دوفرزنددارم پسرم کامران فارغ التحصیل کامپیوترنرم افزارازدانشگاه آزاداراک ودخترم کارشناس ارشدمهندسی آب درتبریزمشغول تحصیل می باشد

6 comments

  1. باسلام
    بسیار عالی استاد گرامی ما هم به شما افتخار میکنیم با چنین گذشته ای امیدواریم همیشه سلامت و برقرار و پیروز باشید در کنار خانواده گرامی”

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *